تبليغاتX
ترنم

یکشنبه هفدهم خرداد 1388

فردي كه داعيه دار رياست‌جمهوري است، چگونه از اقدام روزنامه خود بي اطلاع است؟

مشروح مناظره تلويزيوني احمدي‌نژاد و كروبي

احمدي‌نژاد گفت: در موضوع شهرداري آقاي لاري مي‌خواستند پرونده سازي كنند به من گفتند برو كنار من گفتم هرچه از من داريد در روزنامه چاپ كنيد و الان هم به شما مي‌گويم هر تخلفي از من يا خانواده من داريد در روزنامه‌تان چاپ كنيد و پاي آن مرد و مردانه بايستيد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط رجبی در 11:36 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم خرداد 1388

همه حامیان موسوی

( اگر جای شما اینجاست نام خود را بنویسید )

آقای/ خانم : ...........................

همه حامیان موسوی

شیرین عبادی: وکیل مدافع بهائیان - بانوی محبوب صهیونیست ها

محمد رضا خاتمی: پیشکسوت در تحصن ٬ روزه سیاسی و خروج از حاکمیت

سعید حجاریان : مطبوعاتچی ٬ در خط مقدم توهین به مقدسات اسلامی

هاشم آغاجری : زبان بلند ناسزاگو به مراجع تقلید و فقه شیعه

عزت ا... سحابی : منادی تحریم انتخابات

ابراهیم یزدی : آقای شماره یک گروهک نامشروع نهضت آزادی

بیژن زنگنه : مسئول وزارت خانه امضا کننده قراداد غیرقانونی - همراه با رشوه - کرسنت

احمد خرم : دارای مقام در هزینه کردن یک میلیارد و یکصد میلیون تومان در یک روز - افتتاح فرودگاه امام خمینی

حمید رضا جلائی پور : سخنران خوش نطق کنفرانس برلین

محمد هاشمی : مرد باسلیقه در ساخت ویلا در لواسان

بهزاد نبوی : مردی که از آمریکا می ترسد

فائزه هاشمی : رتبه دار در تئوریزه کردن بی بند و باری 

و جمعی از غارتگران بیت المال

نوشته شده توسط رجبی در 15:58 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388

مشروح مناظره تلويزيوني احمدي‌نژاد و موسوي

 محمود احمدي‌نژاد كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در مناظره تلويزيوني با ميرحسين موسوي ديگر كانديداي انتخابات با بيان اينكه عرصه انتخابات يك عرصه سرنوشت‌ساز است، گفت: در انتخابات مردم با يك حركت گروهي يك پرش به سمت قله‌هاي پيشرفت برمي‌دارد و فضا بايد پرشور و نشاط و سرشار از منطق و دوستي‌ها و برادري‌ها و هم‌آفزايي‌ها باشد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط رجبی در 17:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388

احمدي نژاد براي مناظره با هاشمي آمادگي كامل دارد

احمدي نژاد براي مناظره با هاشمي آمادگي كامل دارد

 حميد رسائي با بيان اينكه 4 سال پيش احمدي نژاد پيشنهاد مناظره با هاشمي رفسنجاني را داده بود ، گفت: احمدي نژاد براي مناظره با هاشمي آمادگي كامل دارد.


حميد رسايي نماينده اصولگرايي مردم تهران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به نامه هاشمي رفسنجاني به صدا و سيما مبني بر درخواست فرصت براي پاسخ به اظهارات احمدي نژاد گفت: 4 سال گذشته احمدي نژاد به آقاي هاشمي رفسنجاني پيشنهاد مناظره داد، اما متاسفانه وي نپذيرفت و به صورت يك طرفه در صدا وسيما حاضرشده و سخنراني كرد.
وي بابيان اينكه به نظر مي‌رسد اكنون زمان مناسبي براي مناظره بين هاشمي رفسنجاني و احمدي نژاد باشد، تصريح كرد: آقاي هاشمي بايد در مقابل 4 سال مانع تراشي و اهانت اطرافيانش به دولت نهم، علي رغم حمايت‌هاي صريح رهبري، پاسخگو باشد.
رسايي ادامه داد: با توجه به اينكه هاشمي رفسنجاني رقيب اصلي احمدي‌نژاد است، به‌ نظر مي‌رسد كه صداوسيما محدوديتي در برگزاري اين مناظره نداشته باشد.

نوشته شده توسط رجبی در 17:1 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یازدهم خرداد 1388

۶ ويژگي انتخابات دهم رياست جمهوري

۶ ويژگي انتخابات دهم رياست جمهوري

انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در مقايسه با دوره قبل که تنها 4سال با آن فاصله داريم ويژگي‌هاي جالب توجهي دارد که در مقايسه‌اي تطبيقي به خوبي قابل مشاهده است:
1- طرفداران گفت‌و‌گوي تمدنها تلاش مي‌کنند از گفت‌و‌گوي کانديداها در قالب مناظره‌ها طفره بروند.


2- در حالي که دنيا در تفکر مديريت 20 سال آينده است اصلاح طلبان تلاش مي‌کنند تفکر مديريت 20 سال گذشته را بر آينده کشور تحميل کنند.
3- انتخابات دهم تکرار انتخابات نهم است با اين تفاوت که در انتخابات نهم رقيب اصلي روي صحنه بود اما در انتخابات دهم پشت صحنه است!
4- در انتخابات نهم رياست جمهوري احمدي‌نژاد مافياي ثروت و قدرت را تهديد مي‌کرد اما در انتخابات دهم اين مافياي قدرت و ثروت است که با تشکيل جبهه گسترده عليه احمدي‌نژاد طعنه مي‌زند «ديدي نمي‌گذاريم قد علم کنيد» ! و علناً از تريبون رسمي بي‌محابا اعلام مي‌کند « ما دزديم ! اما شما بي‌عرضه ايد که نتوانستيد ما را بگيريد»!


5- در انتخابات نهم احمدي‌نژاد شعار مي‌داد «ما مي‌توانيم» در انتخابات دهم احمدي‌نژاد اثبات کرد که «ما توانستيم»!
6- در انتخابات نهم مردم تلاش کردند با انتخاب مردي از جنس مردم کشور را از دست چند سهامدار کلان خارج کنند. اما در انتخابات دهم همان سهامداران کلان از سهامدار شدن قاطبه مردم عصباني شده و ائتلافي تشکيل داده‌اند تا با شکست احمدي‌نژاد کشور را از دست سهامداران حقيقي - که همان مردم هستند -
خارج کنند.

نوشته شده توسط رجبی در 11:20 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفتم خرداد 1388

در ستایش تنهایی

فاطمیه مجموعه ای از عبرت هاست

عطش قدرت و ترس از دست دادن جایگاه ٬ ترس از عدالت علی و ...

چه کرد ؟

مظلومیت فاطمه ٬ تنهایی علی ٬ شکسته شدن حرمت نبی خدا

چقدر فضای امروز کشور شبیه آن روزهاست

شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت باد

..................................

سیدی تنها به رنگ سبز نیست!!

هیچ دانی سبزی سادات چیست؟!

سبز یعنی عاشق مولا شدن

پشت درب حیدری، زهرا شدن

سبز یعنی عشق تا شور و بلا

با حسین فاطمه در کربلا

سبز یعنی ساقی و مست هدف

همچو عباس آن یل شاه نجف

طالب سبزم، نه آن سبز ریا!

سبز هم بازیچه شد، مهدی بیا!

....................................

برخی چه کودکانه و گاه ساده لوحانه برخورد می کنند

کسانی که سرگرم زندگی روزمره خود هستند و از خود نظری ندارند

نمی توانند مسائل را تحلیل کنند

برای تشخیص حق ٬ افراد را معیار قرار می دهند برخلاف انسان های آگاه که ابتدا حق و ملاک های آن را می شناسند ٬ آن گاه آنچه مطابق حق یافتند تحسین می کنند ٬ و مخالف را تقبیح می کنند

آنها پیرو ظاهر چشم فریب هستند و با مظاهر مادی مأنوسند و جوزدگی از ویژگی های بارز آنهاست

و ....

 

نوشته شده توسط رجبی در 16:1 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388

این است رئیس جمهور محبوب من

سال 1384 بود

سال انتخابات

سال جوش و خروش و تکاپو

سالی که صحبت از هاشمی و قالیباف و معین بود

سال خود بزرگ بینی

 

اما به تعبیر من

سال 1384

سال جوش و خروش و تکاپو

سال صحبت از عدالت و واژه های جدید در سیاست ما

سالی برای همه نه فقط بعضی ها

سال شکوفایی

 

............

دولت نهم شکل گرفت

دولتی با نگاهی متفاوت

.......

فعالیت ها بسیار

کم و کاستی زیاد

منتقدان بسیار زیاد

و من هم یک منتقد

نکات مثبت

دیده نمی شدند

........

انتقاد ها را مرور می کردم

انتقاداتی که از لحاظ حجم انتقاد و سن انتقاد کنندگان بی سابقه بود

از نوجوانی که هنوز درک صحیحی از مسائل اجتماعی و سیاسی ندارد تا پیرمردی که هنوز معیارهایش ، و معیار مقایسه اش رضاخان است

............

 کم و کاستی بسیار بود

من نیز منتقد بودم

انتقاد را من در این دوره آموختم

از مردان کشورم

از مردان سازندگی

از مردان آ(ژ)ادی خواه

از دلسوزان وطن !!!!!!!!

............

اما انتقادها از چه بود

از اقتصاد

از بنزین

از هدفمند شدن یارانه ها

از دفاع از حق هسته ای

از حقوق بازنشستگان

از عدم آشنایی با زبان زنده دنیا

از مسکن

از تیپ

و

.

.

.

از گران شدن گوجه فرنگی !!!

خنده دار نیست

همه اینها در یک بازه زمانی کوتاه مطرح شد

انتقاد ها شروع می شد

توضیحات و پاسخ ها شنیده نمی شد

به سخره گرفتیم

و زمانی که معضل رفع شد معضلی جدید ساختیم

.........

دوشنبه  31/1/1388

ساعت 30/17

سخنرانی آغاز شد

در جمعی از منتقدین

ژنو ، نیویورک یا تهران تفاوتی نداشت

ایستاد

حرفش را زد

به زنده ترین زبان دنیا

به زبان مردم

جمعی طاقت شنیدن نداشتند

آن هم بدون شنیدن صحبت ها

به آنها نمی توان خرده گرفت

نمونه های داخلی از آنها بسیارند

.......

محرم بود و زمان حمله به غزه

تصاویر را دیدیم

ناراحت شدیم

برام اس ام اس اومد :

چقدر غزه به کربلا نزدیک است و ما به کوفه

...

اما

ادای دین کردیم

همین اس ام اس توان ما بود

توان ما منتقدان

....

دوشنبه  31/1/1388

رئیس جمهور سرزمینم

سیبل انتقاد های من

وجدان درد و دغدغه من را که در قالب یک اس ام اس در محرم

اُت کرده بود

تسکین داد

حرف من را زد

به نمایندگی از من

مثل همیشه

.....

اوست رئیس جمهور محبوب من

 

نوشته شده توسط رجبی در 12:42 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387

سال نو

آقا مگه مجبورتون کردن ... این همه تو سال نمی بینمشون این 2 هفته هم روش ... هی بیا بریم خونه فلانی ...

بابا ولمون کنید بزارید فیلم مون نگاه کنیما ....... اَه .... ( یک جوان)

خدا کنه امسال پول درشت چاپ نکن وگرنه این عیدی ها دمارمو در میاره ... این خرید شب عید هم که آدم و از پا در میاره ... آتیش زدن پوله والا ... ( یک پدر)

 

 

هال و اتاق ها رو که برق انداختم ... آشپزخونه هم که تموم شد ... اتاق ها رو هم که قبلاً تمیز کردم ... فقط مونده شیشه ها ...

کارم شده بشور بساب ... لباس عید بچه ها هم مونده ... امسال لیلا خانمینا خونه گرفتن کادوشون نباید فراموش بسه ... لیست فامیل ها رو هم باید چک کنم کسی از قلم نیفته آبروریزی میشه ( مادر خانواده)

وای .. این ماهیه چرا لو آب دمل شده ؟ ...  یه مشت که بیشتل سماق ندادم ... امشب می خوام کفش نوهامو بچوشم ... وای شکلات ... عیدی ... ( یک کودک)

آخی ... پس چرا این بچه ها نمیآن ... نکنه اتفاقی براشون افتاده باشه ...چشم به در خشک شده ... صد توما نی های نو رو لای قرآن گذاشته تا به نوه ها عیدی بده ... هی ... ( پدر بزرگ یا مادر بزرگ )

.........

قصه ما و بهار قصه هرکسی از ظن خود شد یار من است ... یک دگرگونی در حال و روز جهان که ما بسته حال و اوضاع خودمان با آن برخورد می کنیم ... این دگرگونی و تغییر حالت یک فرصت است و فرصتی که شاید آخرین بار باشد ...  مثل مادربزرگ من که بهار سال پیش آخرین بهارش بود....

می بی غش است بشتاب

فصلی خوش است دریاب

سال دگر که دارد

امید نوبهاری

نوشته شده توسط رجبی در 16:23 |  لینک ثابت   •